صبح هنگام

در بهترين ساعاتِ روز  با خدايِ خود ديدار كردم

حضورِ او چون طلوعِ آفتاب قلبم را از شكوهِ كبرياييِ خويش لبريز كرد 

 و اين حضور همچنان دَوام يافت و او سرتاسرِ روز با من بود

 و مَرا همه آرامش و اطمينان 

 پس با پشيماني و اَفسوس به صبح‌هايِ ديگر انديشه كردم

كه بي‌حضورِ او سِپَري شده بود 

 اكنون گمان دارم رازِ شگرفي را از ميانة آن رنج‌ها و سختي‌هايِ پيشين دريافته‌اَم 

 و آن راز اين است :

اگر مي‌خواهي تمامِ روز خداوند با تو همراه باشد 

 بايد كه او را صُبح‌گاه طَلَب كُني

لحظه هاتون دلپذیر و شورانگیز!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ساعت 13:17  توسط یک برنامه ساز  |